خرید بک لینک
اگر کاغد نباشد پردۀ دل قلم هم گر نباشد چوب فلفل مرکب گر نباشد یار، فایز بسوزد قلب پولاد از ته دل *** از اینجا تا بسر حد لاله کاشتم میان لاله ها سیبی گذاشتم از اینجا می روی سیبی نچینی که اسم یار فایز روش نوشتم! *** مریض عشق کز هجران بود زار علاجش چیست؟ عناب لب یار ز عنابت لبت فایز شفا ده که رنجور است و نالان است بیمار

برچسب: نویسنده: آریا صالحی تاريخ: سه شنبه 12 مهر 1401 ساعت: 0:21

بلند بالا شدم دیوانه ی تو نسق کردی نیایم خانه ی تو نسق کردی برم صحرا بگردم خودم صحرا، دلم در خانه ی تو *** نه از من سر زند دلبر خطائی نه از تو بود جانا بی وفایی بت فایز مقدر این چنین شد چه باید کرد تقدیر الهی؟ *** به هندوی لبت عالم گره گیر به زیر چتر زلفت جاهل پیر پس پرده درآید یار فایز چو خورشید فلک سر افکند زیر

برچسب: نویسنده: آریا صالحی تاريخ: سه شنبه 12 مهر 1401 ساعت: 0:21

بهشت از روی تو بهتر نباشد'>نباشد ز حوران حسن تو کمتر نباشد از این لعل لب دلدار، فایز یقین دانم که در کوثر نباشد *** بتیرم زد کمان افکند در پشت که یعنی: من ندانم که ترا کشت خودت اقرار کردی قتل فایز بخونم کرده ای رنگین سرانگشت *** سحر آمد جهان فیروزه گون شد بعزم سیر دلدارم برون شد مقابل شد به گلشن یار فایز گل از خجلت تمامی سرنگون شد

برچسب: نویسنده: آریا صالحی تاريخ: سه شنبه 12 مهر 1401 ساعت: 0:21

صفحه بندی